" ثبت کلهر فراتر از یک ثبت "
آیا مدیران شرکت میتوانند با یک معامله ظاهراً قانونی، دارایی شرکت را به اشخاص وابسته منتقل کنند و از مسئولیت کیفری بگریزند؟
فرض کنید مدیرعامل شرکتی، با هماهنگی یکی از دوستان یا شرکای تجاری خود، ماشینآلات شرکت را بسیار پایینتر از ارزش واقعی به او میفروشد؛ یا قراردادی منعقد میکند که در ظاهر واقعی است، اما هدف آن خارج کردن اموال از دسترس طلبکاران و سهامداران است. آیا صرف تنظیم قرارداد و ثبت معامله، این رفتار را قانونی میکند؟
پاسخ منفی است؛ اما هر معامله زیانبار یا غیرمتعارف نیز الزاماً جرم نیست. برای احراز مسئولیت کیفری، باید عنوان مجرمانه قابل انطباق، عناصر قانونی و مادی و معنوی جرم و نقش هر شخص در ارتکاب آن بررسی شود.
۱. وقتی اختیار مدیریت به ابزار سوءاستفاده تبدیل میشود
مدیران شرکت برای اداره امور و حفظ منافع آن اختیار دارند، اما این اختیار نامحدود نیست. تصمیمی که با هدف تأمین منفعت شخصی مدیر یا شرکت دیگری که در آن ذینفع است، برخلاف منافع شرکت اتخاذ شود، ممکن است از یک تصمیم مدیریتی نامناسب فراتر رفته و واجد وصف کیفری باشد.
در این زمینه، ماده ۲۵۸ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت اهمیت ویژهای دارد. بندهای ۳ و ۴ این ماده، استفاده رئیس و اعضای هیئتمدیره و مدیرعامل از اموال یا اعتبارات شرکت برخلاف منافع آن برای مقاصد شخصی یا به نفع شرکتی که مستقیم یا غیرمستقیم در آن ذینفعاند، و نیز سوءاستفاده از اختیارات با همین اهداف را جرمانگاری کرده است.
برای مثال، اگر مدیران یک شرکت سهامی با سوءنیت، دارایی شرکت را در خدمت منافع بنگاه دیگری قرار دهند که خود در آن ذینفع هستند، رفتار آنان میتواند با توجه به اوضاع پرونده و شرایط قانونی، مشمول این ماده باشد.
نکته مهم آن است که صرف وجود رابطه خانوادگی، دوستی یا شراکت میان مدیر و طرف معامله برای اثبات جرم کافی نیست؛ بلکه باید رفتار ممنوع و سایر شرایط قانونی احراز شود.
۲. معاملات صوری؛ قرارداد روی کاغذ، انتقالی در واقعیت؟
معامله صوری، معاملهای است که طرفین قصد واقعی انجام آن را ندارند، هرچند ظاهراً قراردادی تنظیم میکنند. برای مثال، ممکن است شرکتی قراردادی برای فروش ملک خود به شخصی تنظیم کند، در حالی که قصد واقعی انتقال وجود ندارد و هدف، ایجاد ظاهر مالکیت برای دور کردن مال از دسترس اشخاص ذیحق است.
مطابق ماده ۲۱۸ قانون مدنی، معاملهای که به قصد فرار از دین بهطور صوری انجام شده باشد، باطل است. بنابراین، قرارداد ظاهری نمیتواند صرفاً با درج امضا و تنظیم سند، آثار یک معامله واقعی را پیدا کند.
با این حال، باید میان دو وضعیت تفاوت گذاشت: در معامله صوری، قصد واقعی انتقال وجود ندارد؛ اما در معامله واقعی به قصد فرار از دین، انتقال واقعاً انجام میشود و بررسی آثار حقوقی و کیفری آن تابع مقررات مربوط است.
از این رو، برای تشخیص صوری بودن معامله باید به مجموعه قرائن توجه کرد؛ از جمله نبود پرداخت واقعی ثمن، ادامه تصرف فروشنده، روابط نزدیک طرفین، فقدان توجیه اقتصادی و اسناد یا مکاتباتی که نشان میدهد طرفین قصد اجرای واقعی قرارداد را نداشتهاند. هیچیک از این قرائن بهتنهایی و در همه پروندهها دلیل قطعی نیست.
۳. انتقال دارایی برای دور کردن آن از دسترس طلبکاران
گاهی هدف از انتقال دارایی، نه انجام یک معامله اقتصادی متعارف، بلکه محروم کردن طلبکاران از امکان وصول مطالبات است. در چنین شرایطی، باید عنوان حقوقی و کیفری رفتار با دقت تعیین شود.
ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۹۴، انتقال مال به دیگری با انگیزه فرار از ادای دین را با شرایط مقرر در همان ماده، مشمول ضمانت اجرای کیفری دانسته است. از جمله، در فرضی که باقیمانده اموال برای پرداخت دیون کافی نباشد، شرایط قانونی این ماده باید بررسی شود.
با این حال، نباید هر انتقال دارایی شرکت را مشمول این ماده دانست؛ زیرا باید مشخص شود چه شخصی مدیون است، مال متعلق به چه کسی بوده، انتقال به چه صورت انجام شده و آیا سایر شرایط مقرر در ماده وجود دارد یا خیر.
همچنین، اگر شرکت در وضعیت ورشکستگی قرار گیرد، مقررات خاص ورشکستگی اهمیت پیدا میکند. ماده ۵۴۹ قانون تجارت، مخفی کردن بخشی از دارایی تاجر ورشکسته یا از میان بردن آن از طریق مواضعه و معاملات صوری را از مصادیق ورشکستگی به تقلب برشمرده است. ماده ۵۵۱ نیز در شرایط مقرر، اشخاصی را که آگاهانه در از میان بردن یا مخفی کردن دارایی تاجر ورشکسته نقش دارند، در معرض مسئولیت کیفری قرار میدهد.
بنابراین، انتقال صوری دارایی، تبانی برای خارج کردن اموال از دسترس طلبکاران و معاملات انجامشده در وضعیت ورشکستگی، باید با توجه به عنوان مجرمانه خاص و شرایط قانونی هر مورد بررسی شوند.
۴. آیا شخص ثالث نیز مسئولیت کیفری دارد؟
اگر شخص ثالث با علم و آگاهی در طرح مجرمانه مشارکت کند، ممکن است حسب مورد و با احراز شرایط قانونی، مسئولیت کیفری پیدا کند. برای مثال، شخصی که آگاهانه در پنهان کردن دارایی تاجر ورشکسته یا از میان بردن آن به نفع وی همکاری میکند، ممکن است مشمول مقررات مربوط شود.
البته صرف خرید مال از شرکت یا انعقاد معامله با مدیران، مسئولیت کیفری ایجاد نمیکند. باید نقش واقعی شخص ثالث، میزان آگاهی او، قصد مجرمانه و رفتار ارتکابی بررسی شود.
همچنین، عنوانهایی مانند کلاهبرداری، خیانت در امانت یا مشارکت و معاونت در جرم، تنها زمانی قابل استنادند که عناصر قانونی همان جرم در رفتار اشخاص احراز شود؛ زیانبار بودن معامله بهتنهایی برای اطلاق این عناوین کافی نیست.
۵. مسئولیت کیفری مدیران؛ حتی اگر معامله به نام شرکت انجام شده باشد
گاهی مدیران در دفاع از خود به این نکته استناد میکنند که قرارداد به نام شرکت منعقد شده و دارایی نیز متعلق به شرکت بوده است. اما انجام معامله به نام شرکت، بهخودیخود مانع بررسی مسئولیت شخصی مدیران نیست.
در صورت احراز شرایط ماده ۲۵۸ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت یا تحقق سایر جرایم مرتبط، مسئولیت کیفری اشخاصی که در ارتکاب رفتار مجرمانه نقش داشتهاند، قابل بررسی است. همچنین مطابق ماده ۱۴۳ قانون مجازات اسلامی، مسئولیت کیفری شخص حقوقی در شرایط مقرر قانونی میتواند در کنار مسئولیت شخص حقیقی مطرح شود.
از سوی دیگر، مسئولیت کیفری با مسئولیت مدنی تفاوت دارد. حتی اگر شرایط لازم برای محکومیت کیفری فراهم نباشد، ممکن است بر اساس مقررات مربوط، دعوای ابطال معامله، استرداد مال یا مطالبه خسارت قابل طرح باشد.
۶. توصیههای کاربردی برای اعضای هیئتمدیره
برای کاهش خطر مسئولیت حقوقی و کیفری، اعضای هیئتمدیره بهتر است پیش از تصویب معاملات مهم، به نکات زیر توجه کنند:
تعارض منافع را شفاف کنند: هرگونه منفعت مستقیم یا غیرمستقیم مدیر در طرف معامله باید طبق مقررات مربوط بررسی و افشا شود.
ارزش واقعی دارایی را احراز کنند: در معاملات مهم، ارزیابی مستقل و مستند میتواند از بروز اختلاف و اتهام تبانی جلوگیری کند.
تصمیمات را مستند سازند: دلایل اقتصادی معامله، مذاکرات، گزارش کارشناسی و مصوبات مربوط باید بهدرستی ثبت و نگهداری شوند.
از معاملات فاقد توجیه اقتصادی پرهیز کنند: انتقال دارایی به اشخاص وابسته با قیمت نامتعارف، بدون بررسی و مستندات کافی، میتواند زمینه اختلاف و رسیدگی قضایی را فراهم کند.
وضعیت مالی شرکت را جدی بگیرند: در صورت ناتوانی شرکت در پرداخت دیون یا بروز نشانههای ورشکستگی، معاملات و انتقال داراییها باید با دقت و رعایت مقررات خاص انجام شوند.
این اقدامات به معنای مصونیت قطعی از مسئولیت نیستند، اما میتوانند به شفافیت تصمیمات و اثبات رعایت الزامات قانونی کمک کنند.
نتیجهگیری
تبانی مدیران با اشخاص ثالث و انتقال دارایی شرکت، موضوعی نیست که صرفاً با ظاهر قرارداد یا امضای طرفین سنجیده شود. گاهی یک معامله، تصمیمی اقتصادی اما ناموفق است؛ گاهی تخلفی حقوقی یا مدیریتی است و گاهی، در صورت احراز عناصر قانونی، میتواند عنوان مجرمانه داشته باشد.
مرز اصلی میان معامله ناموفق و رفتار مجرمانه، در احراز عناصر جرم، سوءنیت در موارد لازم، نحوه استفاده از اختیارات و انطباق رفتار با نص قانونی قرار دارد.
برای اعضای هیئتمدیره، پیام روشن است: اختیار اداره شرکت، مجوز استفاده از دارایی و اعتبار آن برای منافع شخصی یا منافع اشخاص وابسته برخلاف قانون نیست. تصمیمگیری شفاف، رعایت تعارض منافع و مستندسازی معاملات، بخشی از مسئولیت حرفهای مدیریت شرکت است.
پژوهشگر حقوق: مهدی عبدی
تماس با ما : 09127874947
" با ثبت کلهر وقت شما ارزشمنده "
ثبت نظر